فردا زهرا با مدرسه میره اردو. سری پیش که رفته بودن اردو، موبایلاشونم برده بودن. ولی ظاهراً چندتایی از بچه ها بلوتوثای جیز
رد و بدل می کردن، معاونشون میبینه و دیگه به کسی اجازه ندادن برای فردا موبایل ببره! منم یه جورایی دلم شور می زنه! چون تا عصر ازش بی خبر می مونم.
مای شوشو میگه فک کن که پارساله و دخترا هنوز موبایل ندارن. بیخودی دلت شور نزنه. مگه میشه که فک نکنم؟! یه وقتایی به خودم میگم مردا چه دل بزرگی دارن!!! خیلی خونسردتر از مادران.
خوش به حالشون.
پ.ن: دارم "حالا چرا؟" ی استاد بنان رو از اینجا دانلود می کنم. کسایی که به آهنگای قدیمی علاقه دارن، این وبلاگ منبع خوبیه برای گرفتن آهنگ
البته بعضی از لینکای دانلودش یا تاریخ مصرفش گذشته و یا فـ.یـ.لـ.تـ.ره
ولی از قدیم گفتن: کاچی بَعض ِ هیچی. ![]()
پ.ن: از این پست به بعد، نظرات مطالب هم بازه ![]()
پ.ن: یارب نظر تو برنگردد!
بر لوح دلم می رقصند.
گاه بالرینها، به بیراهه می روند.
هرز می رقصند و نگاه های هوس آلود را بارور می کنند!
اما بالرینهای رنگی من، تا سرحدّ جنون، با هیجان می چرخند و پیچ و تاب دامنشان،
دلم را آرامش میدهد.
فقط دل من را!
جایی برای نگاه های هرز و هوس آلود دیگران نیست!
چهره برتابید و چشم ببندید!
پ.ن: هی تو*! دیگه اینجا نیا!
*: متنفرم از رنگ بنفش! میفهمی منظورمو؟ (مخاطب خاص!
)
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار نوروز، جاودانه ترين جشن روزگار،

