تبليغاتX
تاتوره خانوم :: دلنوشته ها و روزمرگی های یک عدد تاتوره خانوم ِ دیپلمه، به همراه قالبهای زیبا برای وبلاگ نویسان!

کامنت سوال سیمرغ

پاسخ تاتوره

موافقت سیمرغ

پ.ن: سیمرغ عزیز، کامنتی رو برای من گذاشته بود (کامنت اولی)، که من متوجه ی منظورش نشدم و ازش خواستم که اگه موافق باشه، از دوستای گلم نظرخواهی کنم، شاید براش راهنمایی باشه (کامنت دومی). که ایشونم موافقت کردن (کامنت سومی). حالا از همه ی شما مهربونا میخوام که اگه چیزی به ذهنتون میرسه، من باب راهنمایی، به این دوست گلمون بگین. باشد که خیر دنیا و آخرت نصیبتان گردد.

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 .:. موضوع: اجتماعی .:. 13:15 .:.

زمانی که ۱۲، ۱۳ بودم، یکی از برنامه های مورد علاقه ام، برنامه ی آقای راستگو بود. ویژگی مثبت و بارزش، نوشتن همزمان با دو دست، با خط خوش و شیوه ی داستان گوییش بود. این برنامه، با توجه به موقعیتِ زمانی و محدودیتِ برنامه های کودک و نوجوان، (گرفتید قضیه رو؟ )برای من و داداش کوچیکم که یار گرمابه و گلستان هم بودیم و هستیم، تو ردیف برنامه های جذاب قرار داشت. بعده ها با تنوع برنامه ها و تغییر موقعیتِ زمانی و حال و هوای آدما، این برنامه هم جایگاه اصلی خودش رو، نه تنها پیش ما، بلکه به طور کلی از دست داد.

الان با اینکه سن و سالی ازم گذشته، ولی تو برنامه هایی که برای بچه هاست، هر از گاهی فیتیله رو نگاه می کنم.( کسی چیزی گفت؟ ) به نظرم تو برنامه های پخش داخلی، دیدنی ترین و پرمخاطب ترین برنامه اس. شعرای شاد و اجراهای بسیار زیبای عموها. (سوای از عمو قناد که گاهی خودش رو قاطی می کنه! ) اما فک کنم دوره ی فیتیله، جمعه تعطیله هم داره به سر میاد. زین پس باید شاهد اجرای اوامر حجة الاسلام راستگو در این برنامه باشیم! بخونید تا متوجه’ عرایض بنده بشید! 

پ.ن۱: هر کی یه اسم قشنگ برای برنامه ی فیتیله، جمعه تعطیله! انتخاب کنه، میدم یه دور با دوچرخه ی هانیه ام بزنه!

پ.ن۲: هر کی معادل هورا کشیدن رو تو فرهنگ اسلامی، پیدا کنه، میدم یه دور دوچرخه ی زهرام رو نگاه کنه! (ایضاً آیکون بالایی!)

پ.ن۳: من نمیدونم هدف بعضیا از سخت نشون دادن اسلام چیه؟ بابا کوتاه بیایید! بذارید مردم اسلام واقعی رو ببینن و درک کنن و بپذیرن!

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 .:. موضوع: اجتماعی .:. 10:27 .:.

به نظرتون با اینجور فتواها دیگه کسی به فکر ازدواج کردن می افته؟

سن ازدواج که خود به خود به خاطر مشکلات اقتصادی و فرهنگی و ... رو به رشده! اگه همچین آزادی هم باشه (با توجه به بحث آزادی ازدواج موقت) دیگه آیا کسی به ازدواج فکر می کنه؟

پ.ن۱: زمان ما که این چیزا نبود، خیلی مسائل اتفاق می افتاد و بعضی دکترای روشنفکر! در خدمت حاضر بودن! حالا که دیگه شرعی و قانونی هم شده!

پ.ن۲: ننه(به کسر ن)اَ بوه اش (به کسر ب و فتح و) بی خور! (به کسر خ و فتح و)*

*: مادر از بچه اش بی خبر!

پ.ن۳: وقت کردید، کامنتاشم بخونید...!

بعد نوشت: در جواب به کامنت مامان ممل عزیز که توی کامنتا نشد جواب بدم.


« ادامه... »
كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 .:. موضوع: اجتماعی .:. 10:23 .:.

هر دم از این باغ، بری می رسد!

حالا نوبت Google Earth  رسیده! ارث باباش بوده فک کنم!

اگه تعصب ایرانی دارید، پتیشن مربوطه رو امضا کنید!

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. دوشنبه بیستم اسفند 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 9:54 .:.

بانوان ایرانی، عاشقان و دوستداران مهرورزی و محبت، ۲۹ بهمن، روز اسفندارمذگان (سپندارمذگان) خجسته و شاد باد :heart: :o

پ.ن۱: چند پست قبلتر در مورد سپندارمذگان، نوشته بودم :cool:

پ.ن۲: کارتهای سپندارمذگان برای شاد باش و تبریک ;)

پ.ن۳: پستی در همین رابطه از وبلاگ زن و مرد ایرانی :)

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 1:49 .:.

چرا والنتاين؟؟؟ هر ساله، با نزدیک شدن به ۲۶ بهمن، (۱۴ فوریه) شور و حال عجیبی بین عشاق جوان و دوستان و دوست داران عشق و محبت، جاری میشه.

توجه داشته باشیم که ما ایرانی هستیم و تنها ۳ روز بعد از والنتاین، جشن و سنت بزرگ و باستانی "اسفندارمذگان" یا "سپندارمذگان" رو در تقویم باستانیمون داریم.

سپندارمذگان یه سنت ایرانی و بسیار زیباییه که قدمتش به ۲۰ قرن قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) میرسه. در حالیکه والنتاین، قدمتش به ۳ قرن بعد از میلاد میرسه.

چه زیباست که ما که تعصب ملی و عرق میهنی داریم و خودمون رو ایرانی می دونیم، به جای والنتاین، سپندارمذگان، روز عشق و محبت ایرانی رو جشن بگیریم.

مطالب تکمیلی در مورد تاریخ و پیشینه ی والنتاین و سپندارمذگان رو می تونید در این صفحه بخونید.

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. شنبه بیستم بهمن 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 16:32 .:.

نگرانی هرگز از غصه ی فردا چیزی نمی کاهد، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد!

پ.ن: نمی دونم از کیه؟! ولی خیلی به دلم نشسته

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 21:55 .:.

به بهانه ی نزدیک شدن به دهم بهمن و جشن سده، یکی از سنتهای دیرین ایرانی.  بخونید!

بی ربط به جشن سده ولی،  اینم آقا جن معروف که مدتی بود برخی وبلاگ نویسا رو به خودش مشغول کرده بود.

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. جمعه پنجم بهمن 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 20:36 .:.

یه ماه و اندی از این موضوع میگذره، ولی من تازه دیدمش!

بخونین... جالبه! (حمايت آيت الله صانعي و حجت الاسلام غرويان از برابري ديه)

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. یکشنبه هفدهم تیر 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 11:5 .:.

کوروش آرام بخواب که ما بیداریم؟!؟!!!

پ.ن: امضا برای نجات پاسارگاد!!!

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 .:. موضوع: اجتماعی .:. 10:58 .:.

پرنده ي كوچك من :
جسد بي روح عقاب بالاي كمرهاي كوه افتاده بود. يكي از پرنده هاي كوچك كه خيلي مغرور بود به آن جسد نزديك شد. بناي سخره و تحقير را گذاشت. پر و بال بي حركت او را با منقارش زير و رو مي كرد. وقتي كه روي شانه ي آن جسد مي نشست و به ريزه خواني هاي خودش مي پرداخت، از دور چنان وانمود مي شد كه عقاب روي كمرها براي جست و جوي صيد و تعيين مكان در آن حوالي سرش را تكان مي دهد.
پادشاه تواناي پرندگان، يك عقاب مهيب از بالاي قله ها به اين بازي بچه گانه تماشا مي كرد. گمان برد لاشه اي بي حركت كه به واسطه ي آن پرنده به نظر مي آيد جنبشي دارد، يك عقاب ماده است.
متعاقب اين گمان، عقاب نر پرواز كرد. پرنده ي كوچك همان طور مغرورانه به خودش مشغول بود. سه پرنده ي غافل تر از او از دور در كارش تماشا مي كردند. عقاب رسيد و او را صيد كرد.
اگر مرا دشمن مي پنداري چه تصور مي كني؟ كاغذهاي من كه با آن ها سرسري بازي مي كني. به منزله ي بال و پر آن جسد بي حركت است. همان طور كه عقاب نر به آن جسد علاقه داشت، من هم به آن كاغذها علاقه دارم. اگر نمي خواهي به تو نزديك بشوم، به آن ها نزديك نشو.
تو براي عقاب توانا كه لياقت و برتري او را آسمان در دنيا مقدر كرده است، ساخته نشده اي.
پرنده ي كوچك من! چرا بلند پروازي مي كني؟
بالعكس كاغذهاي تو براي من ضرري نخواهد داشت، عقاب، كارش اين است كه صيد كند، شكست براي او نيست، براي پرنده اي است كه صيد مي شود. قوانيني كه تو آن ها را مي پرستي اين شكست را تهيه كرده است. ولي من نه به آن قوانين، نه به اين نجابت به هيچ كدام اهميت نمي دهم.
نه! تو هرگز اجنبي و ناجور آفريده نشده اي، به تو اعتنا نمي كنند. تو به التماس خودت را به آنها مي چسباني. اجنبي نيستي، مثل آنها خيالات تو با بدي هاي زمين گنهكار سرشته است.
قدري حرف، قدري ظاهر آرايي آن ها كافي است كه تو را تسخير كند.
در هر صورت اگر كاغذهاي مرا در جعبه ي تو ببينند براي كدام يك از ما ضرر خواهد داشت ؟

عقاب

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 .:. موضوع: اجتماعی .:. 10:5 .:.