تبليغاتX
تاتوره خانوم - جاده و زمین و موبایل و بلوتوث و ... :: دلنوشته ها و روزمرگی های یک عدد تاتوره خانوم ِ دیپلمه، به همراه قالبهای زیبا برای وبلاگ نویسان!
اینجا تا ۱۵م بیشتر وقت نداریم. باید خونه رو تحویل بدیم! خوشحال بودم که تا ۱۵م خونه امون ساختش تموم میشه و میریم اونجا! ولی انگاری یه جورایی فعلاً روزگار با ما راه نمیاد. راه خودش رو میره! مثل اون جادهه و رانندهه شده قضیه امون! (جاده برو و من برو، جاده پیچید، من نپیچید!)

فردا زهرا با مدرسه میره اردو. سری پیش که رفته بودن اردو، موبایلاشونم برده بودن. ولی ظاهراً چندتایی از بچه ها بلوتوثای جیز رد و بدل می کردن، معاونشون میبینه و دیگه به کسی اجازه ندادن برای فردا موبایل ببره! منم یه جورایی دلم شور می زنه! چون تا عصر ازش بی خبر می مونم. مای شوشو میگه فک کن که پارساله و دخترا هنوز موبایل ندارن. بیخودی دلت شور نزنه. مگه میشه که فک نکنم؟! یه وقتایی به خودم میگم مردا چه دل بزرگی دارن!!! خیلی خونسردتر از مادران. خوش به حالشون. 

پ.ن: دارم "حالا چرا؟" ی استاد بنان رو از اینجا دانلود می کنم. کسایی که به آهنگای قدیمی علاقه دارن، این وبلاگ منبع خوبیه برای گرفتن آهنگ البته بعضی از لینکای دانلودش یا تاریخ مصرفش گذشته و یا فـ.یـ.لـ.تـ.رهولی از قدیم گفتن: کاچی بَعض ِ هیچی.

كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. شنبه سی و یکم فروردین 1387 .:. موضوع: روزمره .:. 0:29 .:.