تبليغاتX
تاتوره خانوم - می گذرد... :: دلنوشته ها و روزمرگی های یک عدد تاتوره خانوم ِ دیپلمه، به همراه قالبهای زیبا برای وبلاگ نویسان!
دلم را سنگفرش آسمان نگاهت می کنم.
بارانهای گاه به گاهت را در چاله های ذهنم جمع می کنم تا از هرز رفتنشان جلوگیری شود. 
خودم را سپر غرشهای سهمگینت می کنم که مبادا برقش کبوتربچه هایمان را بگیرد!
گاه آنقدر تلخ و گزنده ای که تاتوره بودنم را تشدید می کنی، تلختر می شوم و از بودنت دلگیر.
و گاه چنان زلال و آبی می شوی که تصویر آینده ای امیدبخش را در نگاه مهتابیت می بینم و بودنت شادم می کند.
می دانم و میدانی که می گذرد.
این روزهای تلخ و طوفانی می گذرد.
می دانم و می دانی که خدایی هست تا گرداب زندگیمان را سامان بخشد.
تلخیم را تاب بیاور... تلخیت را با امید روز روشنی دیگر، به جان می خرم.
همسفرم تاب بیاور که راهمان بس دراز است و دشوار.
اما خدا حامی و همراه این راه ناهموارمان است.
تنها خدا!
كامنتاي تبليغاتي و آپم، سر بزن و تبادل لينك و امثالهم، تأييد نميشن!
پیوند .:. تاتوره خانوم .:. جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 .:. موضوع: دلنوشته .:. 12:59 .:.